تبليغاتX
دست نوشته هاي مجازي - خدا رحم کنه!
وقايع روزمره!
از روزی که وارد دانشگاه شدیم هر استادی که از راه رسید یک پروژه به ما سپرد... ما هم بعد از مدتی پی بردیم که کپی کردن از اینترنت و سال بالایی ها خیلی راحت تره!!! تازه نمره بهتری هم می گیریم نسبت به همون دوستانی که از اول ترم مشغول کار بر روی پروژه هاشون بودند.
این ترم هم در درس طرح ریزی واحدهای صنعتی همین کار را ادامه دادیم... . تا اینجا که سه شنبه ارائه داریم و فقط یه پروژه نصفه نیمه دستمونه!!! و ما باید بریم خالی ببندیم که رفتیم این کارخونه و علاوه بر کشیدن  layout و  ...  بهینه هم کردیم اونم کارخونه ای که نمی دونیم درش چه رنگیه؟!!!
آره ... اما کل ماجرا این نیست مشکل اساسی اینجاست که این استاد گرامی همه کارخونه ها را از بره! و ممکنه بفهمه که ما  اصلا...
و در نهایت اگرم بفهمه همانند دوستان سال بالایی که این بلا سرشون اومده با حذف این درس مواجه می شویم.
دعا کنید نفهمه؟....!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 14:25  توسط یه پلی تکنیکی! |